نشريات دانشجويي آذربايجاني

رضا داغستاني

 R_dagistanli@yahoo.com

تاريخچه مختصر مطبوعات آذربايجان:

آذربايجان سرزميني تاريخي و كهن كه امروزه تندباد حوادث به دو قسمتش كرده، همواره يكي از كانونهاي اصلي روشنگري و انديشه ورزي بوده است. در مطالعه ملل و جوامع مختلف بشري، آشنايي با مطبوعات و نشريات كه بعنوان انعكاس دهنده سطح فكري و توسعه يافتگي جوامع و راوي اوضاع سياسي – اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ملل مختلف مي باشند، از اهميتي خاص و مهم برخوردارند.

در اين بخش خواهيم كوشيدكه تاريخچه مختصر مطبوعات آذربايجان را البته با جغرافياي تاريخي آن، تا مقطع زماني مشروطيت و سپس منحصرا قسمت جنوبي آذربايجان را از مشروطه تا انقلاب 57 ايران بصورت گزارشي تقديم حضور نماييم.

آذربايجان بعنوان سرزميني كه از تاريخي 170 ساله در زمينه مطبوعات برخوردار است از جمله پيشتازان اين امر در مشرق زمين مي باشد.

اولين نشريه ايي كه بزبان تركي آذربايجاني منتشر شده است، در سال 1832م. در شهر ((تفليس)) با عنوان ((تاتار اخباري)) مي باشد كه البته اين نشريه توسط عمال روس با رويكردي ايدئولوژيك منتشر ميشد. در قسمت جنوب آذربايجان نيز اولين نشريه با نام ((اخبار دارالسلطنه آذربايجان)) در سال 1858م. (1275ق) توسط سلسله تورك قاجار ولي بزبان فارسي منتشر شده است.

در آن ايام و سالها هيچ يك از نشريات منتشره در آذربايجان تفكر و انديشه ملي آذربايجاني نداشتند و اساسا برخلاف غرب كه انديشه ناسوناليسم محور موضوعات سياسي و اجتماعي بود در مشرق زمين مسائل نظامهاي فئودالي و سپس بولشويكي در محوريت قرار داشتند.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در شنبه 6 مهر1387 و ساعت 2:52 بعد از ظهر  
 

رد پاي استعمار فرهنگي در آذربايجان

رضا داغستاني

R_dagistanli@yahoo.com

ايران از جمله كشورهاي چند مليتي محسوب مي گردد كه به مانند اكثر كشورهاي مشرق زمين همواره از بحران ها، منازعات و مسائل ملي آسيب پذير نشان داده است. با نگاهي بر تاريخ ايران اين مساله خود را بوضوح نشان مي دهد. آنچه كه در اين مقاله تقديم ميگردد بررسي مستند فزون خواهي هاي قومي – ملي در ايران است كه در بيشتر مواقع متضاد اصول انساني و كنوانسيونها و قرارداهاي حقوق بشر و نيز خلاف امنيت ملي بوده اند و اكنون بي شك مهمترين چالش سياسي در ايران مساله ملي و ملل ساكن در ايران است.

استعمار در اشكال و قالب هاي متنوعي بروز مي يابد و در نهايت يك هدف دارد: چپاول و غارت. يكي از اشكال آن استعمار فرهنگي است كه بصورت ساده يعني: ((انتقال يك طرفه فرهنگ با هدف سلطه گري و تخريب يا حذف يك فرهنگ كه از سوي يك نظام فرهنگي نسبت به يك فرهنگ ديگر با ابزارهاي مختلفي همچون قدرت نظامي، اقتصاد، سياست در پوششي فرهنگي در صحنه بين المللي يا داخلي يك كشور ظهور مي يابد و به گفته "فرانس فانون" هويت زدايي اهالي بومي از جمله اهداف و نتايج آن مي باشد.))


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در جمعه 29 شهریور1387 و ساعت 2:19 بعد از ظهر  
 

منت دارليق و آچیقلاما

 

هر شئي دن اؤنجه بوتون دوستلاري، فيكيرداشلاري و آذربايجان ميلتيني سالام لايير و سايقي لاريمي بيلديريرم.  بيلديينيز كيمي گئچن ايل 21 فوريه (2 اسفند) دونياليق آنا ديلي گونو توتوقلانديم و 27 گوندن سونرا 40 ميليون وثيقه ايله آزادليغا بوراخيلديم، 25 ارديبهشت ده اورمو انقلاب محكمه سي بيرينجي شعبه ده (عضويت در گروههاي تجزيه طلب و قوميت گراي آذربايجان و تلاش جهت تجزيه ارضي كشور و اقدام عليه امنيت ملي موضوع ماده 499 قانون مجازات اسلامي) سوچلاري ايله محاكمه اولوندوم، بو سوچلارين بلگه سيز اولدوغونا گؤره و ديرلي وكيليمين چابالاري نتيجه سينده بو سوچلاردان تبرئه اولدوم اما محكمه مني (فعاليت تبليغي به نفع گروههاي ضد نظام موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامي) سوچو ايله 8 آي زيندانا كي 3 ايل مددتينده تعليق اولوناجاقدير، محكوم ائتدي. بو آرادا بير ژورناليست كيمي يازيلاريمي كسمه ديم اما كؤنول ايسته مييه رك بو وبلاگي يئني لشديره مديم. سون دفعه كي بو وبلاگي آبديت ائتديم ائله هامان 2 اسفند 1386 دي. ايندي و بو گوندن يئنه ده چنلي بئل وبلاگي يئني لشه جكدير. بو آرادا ايسته رديم بوتون او دوستلار و فيكير داشلارا كي من دوستاقداكن و يا آزادليغا بوراخيلاندان سونرا چابالاري ايله و خبرلشمه لرايله مني يالنيز بوراخماديلار سايقي لار و منت دارليقلاريمي بيلديرم، او جومله دن كميته حقوق بشر آذربايجان جنوبي – ADAPP – (اؤزليكله بؤيوك رسول اوغلو)، كميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان - آسمك (اؤزليكله فاخته زماني و عليرضا جوانبخت قولونجو جنابلاري)، آذبيلتوپ (مجمع دانشگاهيان آذربايجاني)، كانون نشريات دانشجويي آذربايجان، اؤيرنجي سيته سي و باشقا وب سيته لري، سولدوز پيام نور بيليم يوردو اؤيرنجي لري و باشقلاري و بير چوخ دوستلار و فيكيرداشلاردان كي اؤزلرين تهله كه يه سالاراق مني اونوتماميش لار تشكور ائديب سايقي لاريمي بيلديريرم. بو آرادا من هله دوستاق داكن و آزادليغا بوراخيلاندان بري بير نئچه شخص ساريندان آغير اتهاملارا و تخريب لره معروض قالديم، او تخريب لر كي تانينميش بير نئچه دولانديريجي شخص لر كي ايشلري ميلي فعالاري تخريب ائتمك دير و دوغرودان دا بو يولدا چوخ زنگين دوسيايا ماليك ديلر آرايا گلميشدير. هر حالدا ميلي منافع لريميز اوغروندا و آذربايجانين بير نئچه تانينميش و ديرلي فعالاري و فيكيرداشلاريميزين ايسته يي ايله او تخريب لرين قارشيندا يالنيز "زامان هرنه يي معلوم ائده جك" اومودايله اونلاري جاوابلاماديم، و دوغروداندا زامان هرنه يي معلوم ائده جك. آنا ديليمدن مدافعه ائتمك اوچون توتوقلانديقيما گؤره آذربايجانين ديرلي اوستادي و اؤندري اولان رحمتليك پروفسور محمد تقي زهتابي نين شعري ايله چنلي بئل وبلاگي يئني دن ايشه باشلايير.    

 

  سو” دئییبدیر منه اولده،آنام “آب” کی، یوخ!

“یوخو”اویرتدی اوشاقلیقدامنه،”خواب” کی،یوخ

ایلک دفعه کی،”چورک”وئردی منه “نان” دئمه دی

 ازلیندن منه “دوزدانه”، “نمکدان” دئمه دی

آنام ،”اختر” دئمه یبدیرمنه،”اولدوز “دئییب او

 سو دوناندا،دئمه ییب “یخ”دی بالا،”بوز”دئییب او

 “قار” دئییب ،”برف” دئمه ییب،”دست” دئمه ییب”ال”دئییب او

منه هئچواخت “بیا” سویله مه ییب،”گل”دئییب او

 یاخشی خاطیرلاییرام، یاز گونو آخشام چاغی لار

باغچانین گون باتانیندا کی، ایلیق گون یاییلار

 گل: ديیه ردی، داراییم باشیوی ای نازلی بالام!

 گلمه سن گر، باجی يین آستاجا زولفون دارارام

 او دئمه زدی کی ،”بیا شانه زنم بر سر تو”

 “گر نیایی بزنم شانه سر خواهر تو”

 بلی، داش یاغسادا گویدن، سن اوسان منده بویام

 وار سنین باشقا آنان، واردی منیم باشقا آنام

 اوزومه مخصوص اولان باشقا ائلیم واردی منیم

 ائلیمه مخصوص اولان باشقا دیلیم واردی منیم

 ایسته سن قارداش اولاق ،بیر یاشایاق، بیرلیک ائدک

وئریبن قول-قولا، بوندان سورا بیر یولدا گئدک

 اولا، اوزگه کولک لرله گرک آخمایاسان

 ثانیا، وارلیغیما، خالقیما خور باخمایاسان

 یوخسا گر زور ديیه سن ملتیمی خوار ائده سن

 گون گلر، صفحه چونر، مجبور اولارسان گئده سن.

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در چهارشنبه 27 شهریور1387 و ساعت 1:31 قبل از ظهر  
 
 

چنلی بئل سایی 5 مقاله لریندن(آذر 1385):

 

بحث زبان در قرآن

حجت الاسلام داوودی-قم

 

 

 

اِنَّ في خَلقِ السَّموَاتِ و الاَرض و اِختِلافِ اَلسِنَتِکُم لایَاتٍ لِلعَالِمین.

همانا در خلقت آسمانها و زمین و در اختلاف وگوناگونی زبانهای شما هر آینه نشانه ها یی است برای دانشمندان.

و مِن آیاتِهِ خَلقُ السَّمَوَاتِ والاَرض و اِختِلافُ اَلسِنَتِکُم و اَلوَانِکُم اِنَّ في ذَلِکَ لایَاتٍ لِلعَالِمیِن.

و از نشانه های اوست آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونی زبانها و رنگهای شما همانا درآن نشانه هایی است برای دانشمندان. "سوره روم آیه 22".

با بررسی دقیق و موشکافانه این آیات شریفه و تطبیق آن با زمان، و با قراردادن آیه شریفه اِنََّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقکُم (همانا گرامی ترین شما پرهیز کار ترین شماست) در کنار این آیات که اختلاف رنگ و زبان انسانها را از همدیگر بیان می کند به نکته جالب توجهی در این آیات شریفه پی می بریم.

خداوند متعال خود در آیات فوق عمده تفاوتهای انسانها را در دو چیز بیان می کند اولی در رنگ و دومی در زبان.

اولا چرا خداوند انسانها را متفاوت آفریده و آنها را از یک نژاد و قوم نیافریده و فلسفه این تفاوتها در چیست؟

خداوند متعال با بیان تفاوتهای زبانی و رنگ انسانها به خود می بالد و آن را از آیات بزرگ خویش شمرده و این تفاوتها را با خلقت آسمانها و زمین برابر می داند و آن را مایه تفکر و تعقل عالمین یعنی دانشمندان می داند.

و انسان را به حفظ و پاسداشت این دو عطیه گرانبها یعنی "زبان" و "رنگ" دعوت می کند که "ان فی صنعه و خلقته لطف و حکمة للعالمین" که در کار خدا حکمتی است بس عظیم.

اِنّا جَعَلناکُم شُعُوبَاً وقَََبائِلاً لِتَعارَفُوا. همانا ما قرار دادیم شما را گروه ها و قبائل متفاوت تا همدیگر را بشناسید.

حکمت این تفاوتها بسیار عظیم است که انسان با اندکی تامل و تفکر، نمونه هایی از این حکم را در می یابد که زبان و رنگ باعث ایجاد علقه و اتحاد بین یک ملت می شود و آنها را گرد هم می آورد و باعث بوجود آمدن نظامهای اجتماعی و خانوادگی و زمینه ساز رشد و تعالی انسان می شود و زندگی هدفمند را فراهم می سازد. منظور از رنگ، نژاد انسان است، که نژادهای متفاوت رنگ پوستشان نیز متفاوت است چرا که مثلا نژاد روس زرد پوست و آنگولا ساکسون سفید پوست است. طریقه پاسداشت این نژاد هم، نه به رخ دیگران کشیدن بلکه اطلاع از تاریخ و فرهنگ و رسوم پیشینیان وحفظ و پاسداشت رسوم ثواب آنان و تعلیم و تعلم تاریخ پیشینیان است چنانچه حضرت علی علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه امام حسن مجتبی علیه السلام را به فراگیری تاریخ دعوت می کنند.

و طریقه پاسداشت زبان هم، تکلم و کتابت به زبان مادری هر انسان است که ابتدایی ترین حق یک ملت است.

مجموعه زبان و نژاد و زیر مجموعه های این دو را فرهنگ یک ملت می نامند و اگر ملتی فرهنگ خود را ازدست بدهد و استحاله و آسیمیله شود همیشه و در طول تاریخ مورد استثمار دیگر ملل و فرهنگ ها قرار می گیرد. چرا که استثمار اقتصادی و اجتماعی از استثمار فرهنگی آغاز می شود. که دانشمندان و جامعه شناسان برای مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه تکیه بر فرهنگ خودی و تقویت آن را، راه کار مقابله می دانند.

قرآن کریم این تفاوت را مایه رشد و پیشرفت آدمیان می داند ودر کنار بیان آن از مطلب دیگری انسان را بر حذر می دارد و آن اینکه انّ اُکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقاکُم یعنی ای انسان به رنگ و زبان خود بیهوده مبال و غرّه مشو که تمامی زبانها و رنگها آفریده اویند.

و هر آنکس که به زبان و رنگ خود ببالد و غرِّه شود و زبان و رنگ خود را مایه برتری بر دیگران بداند و هیچ حقی به سایر زبانها و رنگها قائل نشود و در صدد نا بودی زبان، فرهنگ، تاریخ و هویت آنان بر آید به حکم قرآن نژاد پرست است.در مقایسه بین رنگ و زبان آنچه نمود بیشتری نسبت به نژاد پرستی دارد رنگ است ما امروزه کشور آمریکا را مهد نژاد پرستی رنگ می دانیم که برای سرخ پوستان و سیاه پوستان در اجتماع خود هیچ حقی را قائل نیست.

اما در زمینه زبان ...

در کشورهایی مثل چین با 5 و سوئیس با سه زبان رسمی و ... چندین زبان، زبان رسمی می باشد. و حتی در کشوری مثل هلند اگر 10 خانواده غیر هلندی که تابعیت آن کشور را دارا هستند به آموزش و پرورش نامه ای بنویسند مبنی بر فراهم نمودن زمینه تحصیل در زبان مادری فرزندانشان، دولت موظف به فراهم سازی این زمینه است. حال ما که ندای ام القرایی جهان اسلام را سر می دهیم به قرآن بیشتر عمل می کنیم یا کشوری مثل هلند.

 

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در پنجشنبه 2 اسفند1386 و ساعت 1:56 قبل از ظهر  
 
 

باش ساغلیغی

 

 

سني هر گون آنيم بئله

آتشينه يانيم بئله

سنه قوربان جانيم بئله

آنام منيم، آنام منيم

 

دون بیر کدرلی خبر ائشیدیک، چوخ دیرلی و کونلو تمیز دوستوموز ((علی قهرمان)) جنابلارینین آناسی آغیر حاستالیقدان، تبریز حاستاخاناسیندا دونیاسین دئیشدی و سالماسدا توپراقا وئریلدی. اوزلویومده  حورمتلی فیکیرداشیمیز علی قهرمان و اونون عائله سینه بو آجی اولایی تسلیت دئییرم و تانریدان اونلارین سئویملی آنالارینا رحمت دیله ییرم. باشینیز ساغ اولسون.  

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در دوشنبه 29 بهمن1386 و ساعت 1:43 قبل از ظهر  
 
 

چنلی بئل سایی 4 شعرلریندن:

 

سئوگيلي لر گونو

 

                                      

                                           اسماعيل جميلی

 

 

سئوگيلي لر گونونده يم            سئوگيليمدن       اوزاقلاردا

آيريليغين      الينده يم             سئوينجلريم      دوزاقلاردا

 

نه سن وارسان،  نده آنام          نه گول وارديـر، نده چيچک

يوللار اوزون عومور قيسسا        آيريليغا    دؤزمور  اوره ک

 

بوردا اسمير پنجره مدن             ساوالانيــن    ايليـق يئـلي

بوردا آلميــر درد غمي             گؤزلرينيـن سئـوگي سئـلي

 

خاطيره لـر دفتري ديـر             دولانديغين  يئــرلر  منسيز

آيريليغيـن     غزليـدير             سنسيز، منسيـز قالان تبريـز

 

وقتسيز خزان اسدي بيزه            گؤروش يئـري تالان اولدو

ايسته ييميز  ياد  اللرده            دوستاق اولدو،  قالان اولدو

 

سئوگيليلر آيري دوشدو             وصال چاغين هيجران آلدي

ايلک باهارا اومودلانـان              باغ باغچاني   خزان  آلدي

 

آرزي دولو اؤره ييميـز              اولدو يئنه    غم    چاناغي

توي گؤزله ين آناميزين             گولمز اولـدو گول دوداغي

 

سئوه نلري آيري سالان              يارامازا    قارغيش اولسون

آيريليغا   باش ايمه ين              سئوه نلره  آلقيش  اولسون.

 

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در چهارشنبه 24 بهمن1386 و ساعت 1:57 قبل از ظهر  
 
 

بسمه تعالی

 

بيانيه مجمع دانشگاهيان آذربايجاني در خصوص

 

انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي

 

(شماره ۱)

 

حدود يك و نيم ماه ديگر انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حالي برگزار خواهد شد كه جمع كثيري از گروههاي فعال در عرصه ­هاي سياسي و اجتماعي به دلايل گوناگون مواضع، ديدگاهها و كانديداهاي خود را مشخص نكرده اند. اگر چه دلايل متنوعي در اين خصوص براي فعالان اجتماعي و سياسي كشور وجود دارد، ولي در اين ميان حركت ملي آذربايجان به عنوان يكي از جريانها و حركتهاي فعال، پرنفوذ و پرطرفدار دلايل ويژه خود را براي سكوت دارد. از طرفي عموم مردم آذربايجان انتظار دارد تا فعالان آذربايجاني به عنوان اصلي­ترين گروه مرجع ديدگاه، مواضع و كانديداهاي مورد حمايت خويش را اعلام نمايد.

مجمع دانشگاهيان آذربايجاني نيز به عنوان يكي از گروههاي مرجع در آذربايجان طي ماهها و هفته ­هاي اخير شاهد مراجعات طبقات، افراد و گروههاي مختلف بوده است كه خواهان اعلام نظر اين تشكل درباره انتخابات پيش روي مجلس بوده اند. از اينرو مجمع ضمن احترام به تمامي نظرها و افكار ديدگاههاي خود را به شرح ذيل اعلام مي­دارد:

 

1- بررسي مواضع و عملكردهاي گروهها و دسته ­بنديهاي رايج سياسي در كشور من­جمله اصلاح طلب، اصول­گرا، نهضت آزادي و... نشان مي­دهد كه همه آنها با اندك تفاوتي اعتقاد راستين و عملي به اعطاي حقوق قوميتها و مليتهاي كشور ندارند كه نمونه آنها عدم اعطاي مجوز فعاليت به تشكلهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي، عدم حمايت از طرح اجراي اصل 15 قانون اساسي كه در مجالس ششم و هفتم مطرح و از رأي لازم مثبت برخوردار نگرديد و همچنين برخوردهاي سخت با فعالان آذربايجاني در طول سالهاي گذشته و مهمتر از همه بايكوت خبري حركت ملي آذربايجان است. اگر چه اصلاح ­طلبان نسبت به ساير گروهها ديدگاه مثبت­تري به مسئله اقوام و ملل داشتند، ولي عدم صداقت آن در گفتار و عمل سبب گرديد كه فعالان آذربايجان اميد خود به آنها را از دست بدهند. بديهي است بدست آوردن دوباره اعتماد آذربايجانيان اما و اگرهايي دارد كه به نظر مي­رسد اصلاح ­طلبان از برآورده نمودن آنها غافل و شايد بي توجه هستند.

 

2- در طول دو ماه اخير اكثر گروهها، ائتلافها و احزاب كشور برنامه ­هاي خود را كه در صورت پيروزي در مجلس هشتم پيگير آنها خواهند بود ارائه كرده­اند. بررسي موشكافانه نشان مي­دهد كه هيچ يك از آنها برنامه عملي براي برآورده نمودن خواسته­هاي آذربايجانيان بطور اخص و اقوام و ملل ساكن در كشور بطور اعم ندارند. چگونه مي­توان به گروهها و ائتلافها و احزابي دل بست كه در خرمن وعده و وعيد قبل از انتخابات چيزي عرضه ننموده ­اند!

 

3- در ماههاي اخير تعدادي از مجريان انتخابات به شدت نسبت به تحريك و سوء­استفاده از اقوام در عرصه انتخابات هشدار داده ­اند كه به نظر مي­رسد پايگاه اجتماعي و سياسي خواسته ­هاي قومي و ملي يكي از اصلي­ترين دلايل اين امر باشد. اگر آقايان بر اين باورند با پاك كردن صورت مسئله حتي در فاصله زماني اندك انتخابات مي­توان اذهان را از وجود مسئله ­اي تحت عنوان، خواسته ­هاي اقوام و ملل، دور نگه داشت، سخت در اشتباهند. اگرچه فعالان آذربايجان با داشتن تجربه ­هاي لازم اجازه سوء استفاده براي كسب رأي را از خواسته ­هاي آنها نخواهند داد، ولي اعتقاد داريم خواسته­هاي به حق اقوام و ملل يكي از مهمترين و شاخص­ترين فاكتورهاي تعیین کننده نتيجه هر انتخابات آزادي خواهد بود.

 

4- سالهاست كه در منطقه غرب آذربايجان سياستي جهت به هم زدن تناسب جمعيتي وجود دارد كه در عرصه انتخابات شوراها و مجلس به نحو چشمگيري نمود سياسي خود را نشان مي­دهد. گروههاي مختلف ملت آذربايجان با درك اين مسئله در انتخابات گذشته سعي نموده ­اند با تنوير افكار عمومي در مقابل اين سياست كثيف كه با پولهاي بدست آمده از طريق قاچاق و... اعمال مي شود، مقابله نمايند.

 

مطابق خبرهاي موثق، فعالان آذربايجاني در غرب آذربايجان در تلاشند در انتخابات مجلس هشتم به نحو ممكن و مؤثر با رايزني ضمن به حداقل رساندن تعداد كانديداها با سياستهاي رأي هدايت شده مهاجران اقليت مقابله نمايند. از اينرو از همه مردم و فعالان در غرب آذربايجان خواهانيم در حوزه ­هاي انتخابي خود با شناسايي كانديداهاي پرطرفدار، فارغ از دسته بندي اصول­گرا و اصلاح طلب و حمايت از آنها منافع ملي را صيانت نمايند.

مجمع دانشگاهيان آذربايجاني با عنايت به موارد فوق و شرايط حاكم بر فضاي شهرهاي آذربايجان اعلام مي­دارد كه در انتخابات پيش روي مجلس از هيچ جناح و گروهي حمايت نخواهد كرد و هيچ ليست انتخاباتي را ارائه نخواهد نمود. عليرغم اين، در حوزه ­هاي انتخاباتي غرب آذربايجان از تلاشها و سياستهاي اتخاذ شده توسط فعالان آذربايجاني آن حوزه ­ها حمايت خواهد كرد.

 

مجمع دانشگاهيان آذربايجاني

 

8/11/1386

 

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در دوشنبه 22 بهمن1386 و ساعت 2:23 قبل از ظهر  
 

بسم الله الرحمان الرحیم

 

فرماندار محترم شهرستان ارومیه

 

باسلام، احتراما به استحضار عالی می رساند اینجانب فرخ میرزاطلوعی که برای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه شهرستان ارومیه کاندیدا شده بودم و در مرحله بررسی صلاحیت ها  از سوی هیات های اجرایی صلاحیت اینجانب بصورت غیرموجه و غیردموکراتیک رد شده است از تشکل مردمی ((اورمو آذربایجان سسی)) خارج شده و لذا از این تاریخ هیچگونه مسئولیت در قبال عملکردها و حرکت ها بنام اورمو آذربایجان سسی را نمی پذیرم. شایان ذکر است ماهیت اورمو آذربایجان سسی که برای بالا بردن میزان مشارکت عمومی و حضور باشکوه مردم در صحنه انتخابات مجلس هشتم شکل گرفته بود با توجه به رد صلاحیت غیرموجه و غیر دموکراتیک اینجانب و فقدان کاندیدا یا کاندیداهای تایید صلاحیت شده که مورد حمایت اورمو آذربایجان سسی باشند بنظر میرسد ادامه فعالیت اورمو آذربایجان سسی را با مشکل قانونی مواجه ساخته است. بنده با دعوت از عموم مردم شهرستان ارومیه جهت حضور گسترده در انتخابات 24 اسفند خود نیز از کاندیداهای مورد نظر حمایت خواهم نمود. همچنین شایان ذکر است نامه اعلام و اطلاع شروع فعالیت تشکل مردمی فوق الذکر که به پیوست این نامه نیز تقدیم حضور میگردد در مورخه 28/9/1386 در دفتر محرمانه سیاسی فرمانداری ارومیه به شماره 4/3366/م  ثبت شده است.

 

فرخ میرزا طلوعی

16/11/1386

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در چهارشنبه 17 بهمن1386 و ساعت 10:41 بعد از ظهر  
 
 

بسم الله الرحمان الرحیم

 

 

مردم آگاه شهرستان اورمیه

مسئولان محترم

 

ما امضاء کنندگان متن ذیل از اعضای ((اورمو آذربایجان سسی)) که بر حسب ضرورتهای سیاسی و اجتماعی موجود در منطقه آذربایجان غربی و مشارکت هرچه بیشتر مردم شهرستان اورمیه در انتخابات 24 اسفند مجلس شورای اسلامی شکل گرفته بود، اعلام می داریم:

 

1)  در اعتراض به رد صلاحیت غیرموجه و غیر دموکراتیک نامزدهای ((اورمو آذربایجان سسی)) که عملا ادامه فعالیت قانونی این تشکل مردمی را با مشکل مواجه ساخته است.

2)    جلوگیری از سواستفاده از نام، موقعیت و اعتبار ایجاد شده برای اورمو آذربایجان سسی.

3)    انحراف برخی اعضاء از اصول کلی اورمو آذربایجان سسی.

 

از تشکل مردمی نامبرده خارج شده و فعالیت آنرا پایان یافته قلمداد می نماییم. لذا از این تاریخ (۱۶/11/1386) هیچگونه مسئولیتی در قبال عملکرد و حرکت ها بنام اورمو آذربایجان سسی را نداشته و در صورت لزوم و در مواقع مقتضی جزئیات بیشتری را به اطلاع افکار عمومی خواهیم رساند. شایان ذکر است اینجانبان ضمن دعوت از آحاد مردم شهرستان اورمیه جهت حضور گسترده در صحنه انتخابات مجلس هشتم که موجبات یاس دشمنان و طمع کاران به این آب و خاک را فراهم خواهد آورد، در راستای سعادت شهر و منطقه مان فعالیت خود را در این زمینه ادامه خواهیم داد.

 

دکتر فرخ میرزا طلوعی

حاج علی جعفرزاده

اسمعلی جوادی

رضا داغستانی

اسلام بابازاده

اصغر ستاری

http://urmu-az-sesi.blogfa.com

 

|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در چهارشنبه 17 بهمن1386 و ساعت 2:30 بعد از ظهر  
 
 

توضیح: این مقاله از مجموعه مقالات استاد ارجمند و مورخ آذربایجان، جناب آقای دکتر توحید ملک زاده می باشد که از وبلاگ وی (http://tohidmelikzade.blogfa.com ) اخذ شده است.

 

موقعیت تورکان آذربایجان در دوره قاجاریه

 

موقعيت ترکان آذربايجان در دوره قاجاريه با شكست آخرين مقاومت خانات آذربايجان ـ خانات خوي و سلماس ـ در 7 ربيع الثاني 11214 ( 8 سپتامبر 1799) آقا محمد خان قاجار رسما آذربايجان را تحت قلمرو خود درآورده و ضمن پايان دادن به حكومت ديگر خانات مستقل آذربايجان ، زمينه وحدت سياسي دوباره آذربايجان را بوجود آورد. از همان اوايل حاكميت قاجاريه در آذربايجان ، آذربايجان نه تنها موقعيت سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خود را از دست نداد بلكه اعتبار پيشين خود در دورة صفويه را به عنوان قلب امپراطوري صفويه ـ قاجاريه حفظ كرد حتي شاهان قاجار براي تلقين ضمني اين موضوع، بطور سنتي آذربايجان و تبريز را مقر فرمانروايي وليعهد ـ شاه آينده كشور ـ قرار دادند. در دوره قاجاريه نيز وليعهد قاجار ـ حكمران آذربايجان ـ بدون توجه به دربار قاجاريه در تهران، مقر حكومتي خود را اداره مي‌كرد. اولين حكمران آذربايجان در دوره قاجار وليعهد فتحعلي شاه قاجار، شاهزاده عباس ميرزا بود. در زمان وي تبريز پايتخت آذربايجان نيز رسما دارالسلطنه ناميده شد . و وي پس از الحاق رسمي شمال آذربايجان به روسيه و منعقد معاهدات گلستان ( 12 اكتبر 1813) و تركمنچاي (22 فوريه 1828) رسما در تبريز ساكن و در راس قواي مسلح آذربايجان قرار گرفت. 2 ادوارد براون انگليسي مساله حكمراني وليعهد قاجار در آذربايجان را از بعد ديگري بررسي مي كند و مي نويسد : « بايد دانست كه گماردن وليعهد به حكمراني آذربايجان، در سلسله قاجاريه مبني بر مصلحت بزرگي است. سكنه آذربايجان همه ترك هستند بطوريكه گفتم زبان آنها تركي مي باشد و از دو طرف، مجاور با قفقازيه و عثماني مي‌باشند و دو كشور مزبور نيز محل سكونت تركها است . سكنه آذربايجان از لحاظ زبان و رسوم زندگي با تركهاي مجاور خيلي قرابت و مشابهت دارند. و دولت ايران پيوسته بيمناك است كه مبادا آذربايجان به قفقازيه يا تركيه منظم شود. بهمين جهت همواره وليعهد را به حكمراني آذربايجان مي‌گمارند كه بتوانند بهتر آذربايجان را تحت كنترل خود داشته باشند و نيز به خود ساكنان آذربايجان بفهمانند كه دولت ايران بر آن ايالت قائل به احترام و اهميت خاص مي‌باشد.»3 گروته فرانسوي نيز كه در زمان عباس ميرزا به آذربايجان سفر كرده بود مي‌نويسد : «حكمراني آذربايجان نيز به عهده اوست. معمولا بعد از مرگ پادشاه، وليعهد از تبريز به تهران فراخوانده مي‌شود. بي‌دليل نيست كه سلسله قاجار براي ايالت آذربايجان اين قدر اهميت قائل شده است زيرا اكثر اهالي آذربايجان را تركها تشكيل مي‌دهند كه از حيث نژادي با قاجارهاي تركمن خويشاوند هستند».


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا داغستانی در شنبه 6 بهمن1386 و ساعت 2:6 قبل از ظهر  





Powered by WebGozar