نشريات دانشجويي آذربايجاني
رضا داغستاني
تاريخچه مختصر مطبوعات آذربايجان:
آذربايجان سرزميني تاريخي و كهن كه امروزه تندباد حوادث به دو قسمتش كرده، همواره يكي از كانونهاي اصلي روشنگري و انديشه ورزي بوده است. در مطالعه ملل و جوامع مختلف بشري، آشنايي با مطبوعات و نشريات كه بعنوان انعكاس دهنده سطح فكري و توسعه يافتگي جوامع و راوي اوضاع سياسي – اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ملل مختلف مي باشند، از اهميتي خاص و مهم برخوردارند.
در اين بخش خواهيم كوشيدكه تاريخچه مختصر مطبوعات آذربايجان را البته با جغرافياي تاريخي آن، تا مقطع زماني مشروطيت و سپس منحصرا قسمت جنوبي آذربايجان را از مشروطه تا انقلاب 57 ايران بصورت گزارشي تقديم حضور نماييم.
آذربايجان بعنوان سرزميني كه از تاريخي 170 ساله در زمينه مطبوعات برخوردار است از جمله پيشتازان اين امر در مشرق زمين مي باشد.
اولين نشريه ايي كه بزبان تركي آذربايجاني منتشر شده است، در سال 1832م. در شهر ((تفليس)) با عنوان ((تاتار اخباري)) مي باشد كه البته اين نشريه توسط عمال روس با رويكردي ايدئولوژيك منتشر ميشد. در قسمت جنوب آذربايجان نيز اولين نشريه با نام ((اخبار دارالسلطنه آذربايجان)) در سال 1858م. (1275ق) توسط سلسله تورك قاجار ولي بزبان فارسي منتشر شده است.
در آن ايام و سالها هيچ يك از نشريات منتشره در آذربايجان تفكر و انديشه ملي آذربايجاني نداشتند و اساسا برخلاف غرب كه انديشه ناسوناليسم محور موضوعات سياسي و اجتماعي بود در مشرق زمين مسائل نظامهاي فئودالي و سپس بولشويكي در محوريت قرار داشتند.
مبدا نشريات مردمي در آذربايجان را ميتوان انتشار نشريه ((اكينچي)) در سال 1875م. توسط ((حسن بيگ مليكوف زردابي)) در شهر باكو دانست. اين نشريه پس از 3 سال (( بخاطر انتشار مطالبي در زمان جنگ تركيه و روسيه در سال 1877م. توسط حكومت توقيف شد.)) (1) ((پيشرفت مطبوعات آذربايجان تا سال 1905 سير منظمي نداشت. اما روزنامه ((شرق روس)) كه در سالهاي 1903 و 1904 در تفليس منتشر ميشد اين دوره طولاني نامنظم را پايان بخشيد، اين روزنامه كه توسط ((محمد آغا شاه تختينسكي)) تاسيس شده بود پس از يكسال انتشار به باكو منتقل شده و در آنجا تعطيل شد.)) (2)
دور جديد و پرشور و ملي مطبوعات آذربايجان از سال 1905م. و با بوقوع پيوستن انقلاب صغير روسيه شروع ميشود. در آن سالها فرصتي طلايي براي شمال آذربايجان پديدار گشت تا به حقوق ملي پايمال شده خود تا حدودي دست يابند و بدين ترتيب اولين شالوده هاي بيداري ملي در قسمت شمالي آذربايجان پي ريزي گشت. از مهمترين نشرياتي كه براي اولين بار در تاريخ مطبوعات آذربايجان با انديشه هاي ملي منتشر ميشدند ميتوان به ((حيات)) و ((ارشاد)) كه در فاصله سالهاي 1905 تا 1908 م. توسط ((احمد بيگ آغا اوغلو)) و ((علي بيگ حسين زاده)) منتشر ميشدند اشاره نمود، در آن اثنا (1906 و 1907) يك نشريه ممتاز ادبي در باكو بنام ((فيوضات)) به مديريت ((حاجي زين العابدين تقي يف)) و ((علي بيگ حسين زاده)) منتشر ميشد. اما بعدها نشريه ((آچيق سوز)) به مديريت ((محمد امين رسولزاده)) (رئيس جمهور فقيد جمهوري آذربايجان) نقطه اوج ملي گرايي در نشريات آذربايجاني آنزمان است. اين نشريه در فاصله سالهاي 1915 تا 1917م. در شمال ((براي اولين بار و با صراحت و اصرار تمام حقيقت تورك بودن مردمي را كه تا آن زمان {توسط روسها} مسلمان يا تاتار قفقاز ناميده ميشدند به ميان آورده، در اين خصوص مجبور به مبارزه با سانسور زمان جنگ (جهاني اول) شده بود.)) (3)
همزمان در جنوب آذربايجان با پديدار گشتن حركات آزاديخواهانه ملت آذربايجان به رهبري ((ستارخان)) و متعاقب آن بوقوع پيوستن انقلاب مشروطه و سپس حركات ((شيخ محمد خياباني))، روزنامه ها و نشريات در آذربايجان حياتي دوباره با موضوعاتي متفاوت از قبل يافتند. از مهمترين اين نشريات ميتوان به ((احتياج))، ((اقبال))، ((انجمن))، ((تجدد))، ((عدالت))، ((آنا ديلي))، ((مصباح))، ((حرف حق))، ((مجاهد))، ((حشرات الارض))، ((ملا عمو))، ((ناله ملت))، ((استقلال))، ((مساوات))، ((بوقلمون))، ((فروردين)) اشاره كرد. برخي از اين نشريات نقشهاي مهمي در موفقيت و يا شكست جنبشهاي فوق الذكر ايفا نموده اند. بطور كلي نشريات منتشره در شمال آذربايجان را در آن مقطع ميتوان از منظر محتوايي به سه دسته تقسيم نمود: 1-بورژوايي-ليبرالي 2-انقلابي-دموكرات 3-بولشويكي. محتواي نشريات منتشره در جنوب نيز عمدتا مطالب سوسيال -دموكرات بودند.
همزمان با انقلاب مشروطيت در جنوب، در شمال مطبوعات طنز آذربايجان متولد مي شوند كه نقطه شروع و اوج آنها در سال 1906م. با ((جليل محمد قليزاده)) و روزنامه ((ملا نصيرالدين)) مي باشد. متعاقبا نشريات طنز ((بهلول))، ((زنبور))، ((مرآت))، ((طوطي))، ((تارتان پارتان))، ((مشعل)) و ... با عقايد مختلف منتشر ميشوند اما بايد گفت موضوع اصلي اين نشريات انتقاد از بنيادگرايي ديني و گاها انتقاد از وضعيت نابسامان كشاورزان و كارگران آذربايجاني بود و اي كاش روشنفكران وقت آذربايجان آنهمه انرژي را در بعد مسائل ملي آذربايجان بكار مي گرفتند.
در جنوب با سقوط سلسله تورك قاجار و روي كار آمدن رژيم شووينيست پهلوي خفقان و ممنوعيتهاي بسيار شديدي در قبال آذربايجان حاكم شد. مطبوعات آذربايجان نيز عملا تحت چنين شرايطي مجالي براي انتشار نمي يافتند و معدود نشريات موجود در آذربايجان نظرات هيئت حاكمه شووينيست را مطرح مي كردند. تقريبا پس از 20 سال خفقان، دور دوم روزنامه ((آذربايجان)) به مديريت ((علي شبستري)) ارگان فرقه دموكرات آذربايجان منتشر ميشود كه اين روزنامه يكي از مهمترين و تاثيرگذارترين روزنامه هاي آذربايجان در طول تاريخ مطبوعاتش مي باشد.
پس از شكست حكومت ملي آذربايجان در سال 1325شمسي، رژيم ديكتار و شووينيست پهلوي خفقان بسيار شديدي را تا پايان عمرش در آذربايجان اعمال نمود. آثار فجايعي كه در آن سالها توسط پان فارسها بر آذربايجان تحميل گرديده هنوز هم بطور كاملا محسوس قابل رويت ميباشد.
بهرحال جنوب آذربايجان از سال 1325 ش. تا انقلاب اسلامي در 1357 هيچ نشريه ايي كه بتوان آنرا نشريه آذربايجاني نام نهاد، بر خود نديد. با انقلاب 57، ملت آذربايجان پس از تحمل فجايع و جنايات 54 ساله حكومت نژادپرست و شووينيست پهلوي فرصتي بدست آورد تا به بازيابي هويت به تاراج رفته خود بپردازد. در اين ميان روشنفكران واقعي آذربايجان با احساس مسئوليت در قبال وطن مادري و ملت خويش مطبوعات آذربايجاني را منتشر كردند كه مهمتريت آنها عبارتند از: ((دده قورقود))، ((كوراوغلو))، ((ادبي يارپاقلار))، ((آذربايجان سسي))، ((آنا ديلي))، ((ايشيق))، ((دان اولدوزو))، ((موشتولوق))، ((گنجليك))، ((دالغا))، ((اولدوز))، ((ارك))، ((بيرليك))، ((يول))، ((جوالدوز)) (زهره وفايي)، ((گونش)) (جمعيت شاعران و نويسندگان آذربايجان ساكن در تهران)، ((وارليق)) (دكتر جواد هيئت)، ((يني يول)) (ناشر:آذربايجان مدنيت جمعيتي – تهران، مديرمسئول: حبيب ساهر، سردبير: دكتر حسين محمدزاده صديق)، ((يولداش)) (دكتر حسين محمدزاده صديق)، ((انقلاب يولوندا)) (دكتر حسين محمد زاده صديق)، ((اولكه)) (مدير مسئول: حسن ايرانلي) و دهها نشريه ديگر. اما در بين اين نشريات ارزشمند كه متاسفانه همگي عمري كوتاه داشتند تنها فصلنامه افتخار آميز ((وارليق)) به مديريت ((دكتر هيئت)) تا كنون امكان نشر يافته است. نشريات آنزمان آذربايجان و در راس آنها ((وارليق)) نقشي مهم در هويت گرايي امروز آذربايجان ايفا نموده اند اين نشريه همچنين در اعتلاي مجدد و پيشبرد ادبيات آذربايجان نقش مهمي را ايفا نموده و حتي امروزه سبكي بنام ((سبك وارليق)) نيز معروف مي باشد.
نشريات دانشجويي آذربايجاني، تعريف:
در دانشگاههاي موجود در آذربايجان و ساير نقاط كشور نشريات بي شماري توسط و يا با همكاري دانشجويان تورك منتشر ميگردد اما آنچه كه امروزه ((نشريات دانشجويي آذربايجاني)) خوانده مي شوند، شامل نشرياتي است كه مسائل، مصائب و مطالبات ملي آذربايجان را پيگيري مينمايند و جزو لاينفك ((حركت ملي آذربايجان)) هستند.
روند شكل گيري نشريات دانشجويي آذربايجاني:
در فاز جديد ((حركت ملي آذربايجان)) كه مي توان نقطه هاي شروع آنرا به سالهاي بعد از 1368 منتسب كرد، شاخه دانشجويي يا همان ((جنبش دانشجويي حركت ملي آذربايجان)) (آذربايجان ميلي حركتينين اؤيرنجي حركاتي) شكل گرفت كه از آن تاريخ تا كنون بعنوان موتور محركه حركت ملي، مطرح بوده است. البته شايان ذكر است كه پس از انقلاب اسلامي، دانشجويان آذربايجاني و تورك، فعاليتهايي را در بعد مسائل آذربايجان با رويكردي صرفا فرهنگي شروع نمودند و حتي نشرياتي همچون ((چنلي بئل)) به همت ((عليرضا صرافي)) و دانشجويان تورك دانشگاه صنعتي شريف تهران منتشر كردند اما با شروع جنگ تحميلي عملا فعاليتهاي سياسي – فرهنگي و اجتماعي آذربايجاني قطع شد.
از سال 1368 و پس از اتمام جنگ 8ساله، اين جنبش در ابتداء با سخنرانيهاي اساتيد گرانقدري همچون ((دكتر هيئت))، ((دكتر دوزگون))، زنده ياد ((دكتر نطقي)) و متعاقبا تشكيل مراسمهاي شعر و ادب و كلاسهاي آموزش زبان توركي شروع شد. از سال 71 تا سال 77 عمده فعاليتهاي اين جنبش عبارت بودند از: ترتيب دادن تجمعات و راهپيمايي هاي اعتراض آميز، نگارش طومارهاي اعتراض آميز، كه همگي در راستاي دفاع از حقوق ملي پايمال شده و هويت گرايي آذربايجان بودند و فعاليتهاي محدود فرهنگي در قالب مراسمهاي ادبي و بزرگداشتها. البته اين همه از وضعيت سياسي كشور و نگاه نادرست و بدبينانه حاكميت به مساله عدالت خواهي آذربايجان بود.
از سال 1377 به بعد با توجه به روند ظاهرا متفاوتي كه نسبت به قبل در مديريت كشور پديدار گشته بود فرصتي هرچند اندك اما طلايي پيش آمد تا نشريات دانشجويي آذربايجاني دوباره متولد شوند. تولد دوباره اين نشريات را مي توان نقطه عطفي در حركت ملي آذربايجان محسوب كرد كه در ادامه بيشتر به آن خواهيم پرداخت. پرچمداري نشريات دانشجويي آذربايجاني را مي توان به دانشجويان تورك دانشگاههاي تهران داد. اينان با انتشار دادن نشريات ((چيچك)) در دانشگاه علوم پزشكي تهران، ((اؤيرنجي)) در دانشگاه امير كبير و ((چاغري)) در دانشگاه خواجه نصيرالدين تهران، در پيدايش و تكوين نشريات دانشجويي آذربايجاني نقش مهمي ايفا نمودند. همچنين بجهت اينكه در ساليان اخير آذربايجان از داشتن مطبوعات سراسري و يا محلي ملي آذربايجاني تقريبا محروم بوده است، جهت انعكاس اخبار حركت ملي آذربايجان، نشريات ((يول)) در دانشگاه تهران و ((اؤيرنجي باخيشي)) در دانشگاه اميركبير، اساسا با رويكرد و روشي خبري پا به عرصه نشريات دانشجويي آذربايجاني نهادند و توانستند با انتشار تقريبا منظم و مداوم ضعف انعكاس خبري در حركت را كه به شدت از بايكوت خبري توسط رسانه هاي محلي و سراسري رنج ميبرد مرتفع نمايند. شايان ذكر است خبرنامه يول در سال 1384 جاي خود را به نشريه تخصصي ((اقتصاد آذربايجان)) داد. در خرداد سال 1380 اتفاق مهمي در نشريات دانشجويي آذربايجاني و تاريخ مطبوعات آذربايجان رخ داد و آن برگزاري اولين فستيوال نشريات دانشجويي آذربايجاني بود كه به همت ((مجمع دانشگاهيان آذربايجاني)) (آذربايجانلي بيلي يوردلار توپلومو) در دانشگاه امير كبير با افتخار تمام با حضور 31 نشريه دانشجويي آذربايجاني برگزار گرديد. همچنين در اين فستيوال براي اولين بار در جهان و بعنوان سمبل وحدت، شماره مشتركي از بين مطالب منتخب اين نشريات چاپ گرديد و مقدمه تشكيل كانون نشريات دانشجويي آذربايجاني نيز نهاده شد. اسامي نشريات حاضر در اين فستيوال عبارتند از: چيچك (علوم پزشكي تهران)، اؤيرنجي (اميركبير)، چاغري (خواجه نصيرالدين)، اردم (تهران)، دوزگون خبر (تهران)، ايشيق (علم و صنعت)، آراز (شهيد رجايي تهران)، بيرليك (علامه طباطبايي)، حيدربابا (تهران)، ساو (تهران)، آراز، بايقوش، باريش، يورد، سحر (همگي از تبريز)، اولدوز و باخيش (دانشگاه اورميه)، آراز (قزوين)، آينا (دانشگاه آزاد ابهر)، ايلديريم (همدان)، بيرليك (دانشگاه آزاد مراغه)، توپراق (خوي)، دان اولدوزو (اردبيل)، دان اولدوزو (اصفهان)، ماذون (اصفهان)، سهند (اصفهان)، سس (زنجان)، شهريار (زنجان)، كيمليك (سنندج)، قوپوز (رشت)، نسيم (مرند).
نگاهي گذرا به دانشگاههاي محل انتشار اين نشريات حاكي از فراگير شدن سريع و فوق العاده حركت ملي آذربايجان در بين دانشجويان تورك مي باشد كه از تبريز و اورميه گرفته تا اصفهان و سنندج مبارزه ايي مدني را در راستاي احقاق حقوق انساني خود شروع نموده اند. هرچند كه امروز بخشي از اين نشريات تعطيل و يا توقيف شده اند ولي نشريات ديگري با كيفيت بهتر و تجارب اندوخته از نشريات پيشين، بعنوان تريبونهاي حركت ملي منتشر مي شوند و در راه حق خود از هيچ چيز فروگذاري نمي كنند.
پس از اين فستيوال نشريات جديدي در آذربايجان متولد شدند. دو نكته قابل ملاحظه در خصوص اين نشريات وجود دارد:
1-نشريات جديد در كل به دو دسته تقسيم بندي مي شوند: اول آندسته كه بصورت قطع مجله ايي با مطالب و محتواي علمي، سياسي و فرهنگي و اجتماعي چاپ مي شوند. اين دسته از نشريات عمدتا بدليل هزينه هاي بالاي چاپ، معمولا نامنظم و با فاصله هاي زماني تقريبا زياد چاپ ميگردند كه در بخش بعدي بيشتر بدان خواهيم پرداخت. دوم آندسته از نشريات هستند كه در قطعهاي A4 و A3 اما بشكل روزنامه ايي چاپ ميشوند كه انتشار آنها مداومتر از دسته اول مي باشد. كاركرد دسته اول بيشتر در مباحث تئوريك و كاركرد دسته دوم بيشتر در زمينه خبررساني است.
2.نشريات دانشجويي آذربايجاني با گذشت زمان و كسب تجربيات ارزشمند دريافتند كه تنها تريبونهاي راستين ملت آذربايجان هستند و لذا نشريات تخصصي و ويژه نامه هاي مختلف مورد نياز ملت آذربايجان را انتشار دادند كه در بخش بعد بدان خواهيم پرداخت.
اما دومين فستيوال نشريات دانشجويي آذربايجاني به همت دانشجويان تورك دانشگاه همدان در خرداد 1383 بشكلي باشكوه و بيادماندني در طي 2 روز برگزار گرديد. در اين فستيوال بيش از 50 نشريه دانشجويي آذربايجاني حضور داشتند كه اسامي آنها در ذيل مي آيد:
سايان (پيام نور اردبيل)، سحر (دانشگاه آزاد اردبيل)، ساوالان (محقق اردبيلي)، اويانيش (دانشگاه اورميه)، اولدوز (دانشگاه اورميه)، وارليق (دانشگاه اورميه)، ياغيش (دانشگاه اورميه)، بولود (دانشگاه اورميه)، تانسو (علوم پزشكي اورميه)، يارپاق (تربيت معلم تهران)، بيرليك (علامه طباطبايي تهران)، يول (دانشگاه تهران)، اردم (دانشگاه تهران)، دوزگون خبر (دانشگاه تهران)، آراز (دانشگاه رجايي تهران)، ياغيش (علوم پزشكي تهران)، دالغا (علم و صنعت تهران)، ايشيق (علم و صنعت تهران)، گونش (علم و صنعت تهران)، سس (تربيت مدرس تهران)، صبح صحرا (دانشگاه تهران)، اؤيرنجي (اميركبير تهران)، اؤيرنجي باخيشي (اميركبير تهران)، كيمليك (دانشگاه سنندج)، ياشار (دانشگاه زنجان)، قيزيل اوزن (دانشگاه زنجان)، آراز سسي (دانشگاه زنجان)، دان اولدوزو (دانشگاه اصفهان)، سهند (دانشگاه اصفهان)، ايلديريم (دانشگاه همدان)، بولوت (علوم پزشكي همدان)، بيرليك يولو (دانشگاه همدان)، قارتال (پيام نور گرمي)، ياشيل يول (پيام نور خوي)، شهريار (دانشگاه آزاد خوي)، گرچك (دانشگاه مازندران)، بولود (دانشگاه آزاد مهاباد)، آختاريش (پيام نور تبريز)، نوآوران (پيام نور تبريز)، چالقي (دانشگاه تبريز)، آذربايجان گونشي (دانشگاه تبريز)، اؤزلوك (دانشگاه تبريز)، ياپراق (دانشگاه تبريز)، چنلي بئل (پيام نور نقده/سولدوز)، اركين (دانشگاه ايلام)، سؤنمز (دانشگاه آزاد بناب).
البته شايان ذكر است هرچند كه صدور مجوز براي نشريات جديد دانشجويي آذربايجاني در طول 2 سال اخير با مشكلات فرواني روبرو گشته است، اما دانشجويان آگاه و غيرتمند تورك با انتشار نشريات جديدي همچنان به راه حقمان ادامه مي دهند. از جمله اين نشريات جديد الانتشار عبارتند از: اقتصاد آذربايجان (دانشگاه تهران)، باتي آذربايجان (دانشگاه آزاد نقده/سولدوز)، اولوس (دانشگاه اورميه)، يول بير (دانشكده ادبيات اروميه)، گونش (دانشگاه رازي كرمانشاه)، جامعه (دانشگاه آزاد تبريز)، ستارخان (دانشگاه تبريز)، ايشيق يول (مياندوآب/قوشاچاي)، ساوالان (دانشگاه آزاد ابهر)، ساراي (دانشگاه رجايي تهران) و نيز نشريات ديگري كه متاسفانه اسامي همه آنها را در اختيار نداشتيم.
نشريات تخصصي و ويژه نامه ها:
همانگونه كه در فوق اشاره گرديد نشريات دانشجويي آذربايجاني در برهه جديد بيشتر تمايل به تخصصي شدن نمودند تا بتوانند با تمركز فكري بر مباحث، مطالبي را در زمينه هاي مختلف مورد نياز ملت آذربايجان تهيه و منتشر نمايند. همچنين وضعيت نامطلوب مراحل صدور مجوز انتشار كتاب با موضوعات مهم و ملي و واقعي ملت آذربايجان، فرزندانش را بر آن داشت تا با چاپ ويژه نامه هايي ضمن تنوير افكار عمومي، اين مساله را نيز تا حدودي رفع نمايند.
از نشريات تخصصي دانشجويان آذربايجاني ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد: نشريات بايقوش (دانشگاه تبريز) و سحر (دانشگاه علوم پزشكي تبريز)، ياشيل يول (پيام نور خوي) در زمينه ادبيات كلاسيك و معاصر آذربايجان، نشريات دالغا (علم و صنعت تهران) و چالقي (دانشگاه تبريز) در زمينه موسيقي پر افتخار آذربايجان، اقتصاد آذربايجان (دانشگاه تهران) در خصوص مسائل اقتصادي آذربايجان و نشريات متعددي كه در زمينه خبري در اكثر دانشگاهها فعاليت مي كنند كه سر آغازگر اين راه نشريات يول (دانشگاه تهران) و اؤيرنجي باخيشي (اميركبير تهران) مي باشند. همچنين به اين ليست ميتوان نشريه طنز ((تاي باشي)) را نيز افزود، هرچند كه اين نشريه در اينترنت نشر مي يافت اما مورد استقبال دانشجويان و عموم ملت آذربايجان قرار گرفته بود.
در خصوص ويژه نامه ها نيز بايد معترف بود كه پركارترين نهاد در اين امر، ((مركز تحقيقات مجمع دانشگاهيان آذربايجاني)) (آذربايجانلي بيلي يوردلار توپلومو آراشديرما مركزي) ((آبتام)) مي باشد. اين مركز با انتشار ويژه نامه هايي نظير موارد ذيل گامهاي مهمي در راستاي آگاهي و بيداري ملي در آذربايجان و مطرح نمودن مباحث حساسي كه لازم است در هر جنبشي بدانها پرداخت نمود و جبران تقريبي ضعف تئوريك حركت ملي آذربايجان برداشته است. ((آذربايجان و يك قرن جنايات ارامنه))، ((آذربايجان قاديني))، ((فدراليسم در ايران))، ((آذربايجان شهرلر تانيتيمي)) (در 2 مورد)، ((بحران عراق و تاثير آن بر منطقه و آذربايجان))، ((صمد بهرنگي))، ((شيخ محمد خياباني))، ((بايرامليق)) (براي كودكان آذربايجان)، ((تاريخ بيزي گؤزله مه يه جك))، ((9 سوال و 9 جواب در خصوص رد ادعاي نسل كشي ارامنه))، ((ايران و توركها)) و ... كه اين مورد اخير ضمن شكستن ركورد نشر در آذربايجان مورد استقبال بي نظير ملت آذربايجان قرار گرفت.
ويژه نامه هاي ديگري كه با موضوعات مختلف همان تاثيرات فوق الذكر را در آذربايجان داشتند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
((يئني ادبيات آنلاييشما)) ويژه نامه نشريه بايقوش دانشگاه تبريز و ((ياساق يئميش)) ويژه نامه نشريه ياشيل يول دانشگاه پيام نور خوي كه گامي بلند در معرفي و بررسي ادبيات معاصر آذربايجان و جهان برداشتند. ((جنبش دانشجويي آذربايجان)) ويژه نامه ارزشمند نشريه آراز دانشگاه تبريز كه توانست ضمن مكتوب نمودن تاريخچه جنبش دانشجويي حركت ملي آذربايجان، به بررسي و نقد اين جنبش بپردازد. ((غرب آذربايجان)) ويژه نامه نشريه دانشجويي چنلي بئل دانشگاه پيام نور نقده / سولدوز كه ضمن نگاهي بر تاريخ اين منطقه حساس و تعيين كننده آذربايجان، مساله ادعاي ارضي اكراد بر اين منطقه را بصورت علمي پاسخ داد و نيز براي اولين بار ((جنگ نقده با اكراد متجاوز در سال 1358)) را مكتوب نموده و با دفاع از تماميت سرزميني آذربايجان كوشيد نسل جديد را از تحولات سياسي – اجتماعي نه چندان دور خود آشنا نمايد. ((پنجاه و هفتمين سالگرد 21 آذر)) ويژه نامه ارزشمند نشريه يول دانشگاه تهران كه با جسارتي قابل تحسين رخداد مهم 21 آذر را پس از ساليان مطرح نمود. ((آذربايجان دموكرات)) ويژه نامه ماندگار نشريه دانشجويي دوزگون خبر دانشگاه تهران كه در قالب يك كتابچه به قلم استاد بهزاد بهزادي و دو cd صوتي و تصويري تاريخي، به بازخواني واقعه بزرگ فرقه دموكرات و حكومت ملي آذربايجان پرداخت، اين مجموعه و محتويات 2 cd، را ميتوان همرديف منابع دست اول براي تحقيق در خصوص حكومت ملي آذربايجان دانست. همچنين شماره آخر نشريه دانشجويي قيزيل اوزن دانشگاه زنجان، كه سبك جديدي از نشر ويژه نامه را پديد آورد و آن چاپ مطالبي در خصوص نقض حقوق بشر در دادگاهها و مراجع امنيتي و قضايي كشور بود كه با بازخواني پرونده قضايي ((عباس لساني))، يكي از فعالان حركت ملي آذربايجان، به اين مساله پرداخت. همچنين نشريات ديگر دانشجويي آذربايجاني كه برخي از آنها در موضوعات مختلف ويژه نامه هايي را منتشر نموده اند و هر يك از اين ويژه نامه ها برگهاي زرين تاريخ ((جنبش دانشجويي حركت ملي آذربايجان)) هستند.
محتوا و روش نشريات دانشجويي آذربايجاني:
در بعد مطبوعاتي، نشريات دانشجويي آذربايجاني را مي توان از جمله تريبونهاي واقعي و راستين حركت ملي آذربايجان و طبيعتا ملت آذربايجان دانست. محتواي اصلي و عمده اين نشريات عبارتند از مطالبي با مضمونهاي ((هويت گرايي))، ((عدالت خواهي)) و ((ظلم ستيزي)) كه با زبان و روش دانشجويي يعني ((صادقانه))، ((آزادانه))، ((جسورانه)) و ((آگاهانه)) با شفافيت عنوان مي شوند. البته شايد به تفكر انتقادي و يا شخصيت پردازي و آرمانگرايي اين نشريات ايراد گرفته شود اما بايد پذيرفت كه اين جزو خصايص ذاتي تمامي جنبشهاي دانشجويي جهان ميباشد و بنظر طبيعي است كه اين قشر ((پاك))، ((صادق))، ((پويا)) و ((آگاه)) جامعه تحمل مصلحت انديشيهاي غيرواقعي را نداشته باشد.
مهمترين دغدغه فكري اين نشريات ((مسائل ملي آذربايجان)) هستند كه البته در زمينه هاي مختلف فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي مطرح مي گردند. اين نشريات از ابتدا تا كنون يك سير منظم رشد كيفي را طي كرده اند، بگونه ايي كه در نشريات امروزين ((عقلانيت)) و ((بهره مندي از دانش روز و علوم انساني)) جايگاه خاصي براي خود باز كرده اند. همچنين از نظر حرفه ايي (طراحي، صفحه آرايي، تيتر و سو تيتر زني، گزينش ليد خبري و ...) نيز اين نشريات با كيفيت تقريبا بهتر از قبل منتشر مي گردند. بخشي از موضوعات و مقالاتي كه در اين نشريات بدانها پرداخت شده است و پرداخت ميگردد، عبارتند از:
بازگويي سياستهاي شوينيسم فارس و تلاش آنها جهت آسيميلاسيون توركها در ايران، بازخواني تاريخ ديرين و معاصر آذربايجان، معرفي، نقد و بررسي ادبيات آذربايجان، مساله هويت در آذربايجان، افشاي سياستهاي پليد ارامنه و اكراد و بحث جغرافياي سرزميني آذربايجان، تحولات منطقه ايي و آذربايجان، حقوق بشر و بيان ظلم جاري در آذربايجان، بحث زبان مادري، جهاني شدن، آسيب شناسي و نقد و بررسي و معرفي حركت ملي آذربايجان، انعكاس اخبار ملي آذربايجان كه از بايكوت شديد خبري شديدا رنج مي برد، بررسي ايده ها و مكاتب فكري سياسي و اجتماعي همانند ناسيوناليسم و ... ، معرفي شخصيتهاي ملي و ارزشمند آذربايجاني و ... .
كاركرد، نقاط قوت و ضعف نشريات دانشجويي آذربايجاني:
اصولا كاركرد نشريات دانشجويي در هر زمينه ايي كه منتشر شوند عبارتست از روشنگري در سطح دانشگاه و دانشجو. اما اين قاعده در خصوص نشريات دانشجويي آذربايجاني صحيح نمي باشد چرا كه بدليل فقدان روزنامه ها و هفته نامه هاي سراسري و حتي محلي ملي در آذربايجان كه بخواهند مطالبات ملت آذربايجان را پيگيري كنند (البته بجز چند نشريه انگشت شمار و عمدتا با كاركرد هاي فرهنگي و اجتماعي) و در اين زمينه به روشنگري بپردازند، نشريات دانشجويي آذربايجاني هميشه كوشيده اند كه اين خلاء بزرگ را پر نمايند، لذا اين نشريات بيشتر كاركردهاي يك روزنامه يا هفته نامه را بر خود گرفته اند و اين مساله باعث گرديده است تا ملت آذربايجان از اين نشريات انتظاراتي فراتر از توان آنها داشته باشند، البته اين انتظارات به رشد كيفي اين نشريات نيز كمك كرده است و تاثيرگذاري آنها را تا حد بالايي ارتقا داده است. بهرحال اين انتظارات را مي توان هم بعنوان نقاط قوت و هم بعنوان نقاط ضعف نشريات دانشجويي آذربايجاني در نظر گرفت. با نگاهي بر مسائل تئوريك و اجرايي حركت ملي آذربايجان مشخص ميشود كه سرچشمه اين مباحث در نشريات دانشجويي آذربايجاني است و امروز اكثريت قريب به اتفاق نويسندگان صادق و راستين آذربايجاني كه دغدغه ملت آذربايجان در سر دارند، در همين نشريات دانشجويي قلم ميزنند و به روشنگري ميپردازند. در اينجا لازم است تا منظور از ((نويسندگان صادق و راستين آذربايجاني)) بيان گردد، منظور از اين نويسندگان آندسته ايي هستند كه تنها و تنها مسائل و مصائب و مطالبات ملت آذربايجان را پيگيري ميكنند و به روشنگري ميپردازند و بسان اكثر روشنفكران صده اخيرمان كه لطمات جبران ناپذيري بر پيكره آذربايجان وارد كرده اند در خدمت ملل ديگر و يا مكاتب مختلف نيستند و دانش خود را ابتدا براي ملت آذربايجان و سپس براي ملل دوست ديگر بكار ميگيرند و اين همان كاري است كه غرب و كشورهاي پيشرفته امروزين جهان در صده قبل آنرا با موفقيت انجام داده اند و قدرت و پيشرفت امروز اين ممالك مديون تلاشهاي روشنفكران ملي نگر ديروزشان مي باشد.
اما از جمله نقاط ضعف نشريات دانشجويي آذربايجاني بحث مالي مي باشد. در بسياري از دانشگاههاي كشور از نشريات دانشجويي آذربايجاني كمترين حمايتهاي مالي صورت نمي پذيرد و اين در حاليست كه طبق آيين نامه ها و قوانين موجود، دانشگاهها موظفند بخشي از هزينه هاي نشريات دانشجويي را پرداخت نمايند. ازجمله نقاط ضعف ديگر اين نشريات، شرايط ويژه دوران دانشجويي است و اين مساله باعث ميشود تا نشريات نتوانند كادر كاري ثابت و مشخصي داشته باشند لذا ((سياليت)) و ((تغير)) بطور اعم بعنوان دو اصل موجود در تمامي جنبشهاي دانشجويي و بطور اخص در جنبش دانشجويي حركت ملي آذربايجان كه از داشتن هرگونه تشكيلاتي محروم است، تاثيرات منفي خود را در نشريات دانشجويي آذربايجاني به وضوح نشان ميدهند. دو مساله فوق باعث ميشوند تا نشريات دانشجويي آذربايجاني بطور نامنظم و در فواصل زماني طولاني منتشر گردند و اين انقطاع زماني موجب ميگردد آن كارايي لازمه را نداشته باشند.
از موارد ديگر سختيهاي اين نشريات ميتوان به نگاه امنيتي و پليسي مسئولين به آنها اشاره نمود. بگونه ايي كه قوانين و آيين نامه هاي موجود در قبال آذربايجان بطور سليقه ايي و سخت تفسير ميگردند و مديران مسئول نشريات دانشجويي آذربايجاني، برخلاف قانون، علاوه بر پاسخگويي بر ((كميته ناظر بر نشريات دانشجويي)) دانشگاه مربوطه (تنها نهادي كه نشريات دانشجويي بايد به آن پاسخگو باشند)، به نهادهاي خارج از دانشگاه نيز بايد پاسخگو باشند، نمونه اين مساله را در نشريات دانشجويي آذربايجاني توقيف شده اخير ميتوان بطور واضح مشاهده نمود. اين مساله ضمن محدود كردن آزادي نشريات، گردش آزاد اطلاعات و اخبار را با سختي هاي فراوان روبرو ميسازد.
از ديگر ضعفهاي نشريات دانشجويي آذربايجاني ارتباطات اندك و تعريف نشده است و در واقع فقدان نهادي است كه بتواند هم پل ارتباطي اين نشريات با يكديگر باشد و هم مدافع حقوق صنفي آنها. در همين راستا در زمان برگزاري اولين دوره فستيوال نشريات دانشجويي آذربايجاني، مديران مسئول وقت، تصميم گرفتند كه ((كانون نشريات دانشجويي آذربايجاني)) را تشكيل دهند و حتي اعضايي را بعنوان شوراي مركزي و ناظر انتخاب نمودند ليكن بدلايل حاشيه ايي و دخالتهاي عوامل خارج از دانشگاه اين كانون شكل نگرفت. در زمان برگزاري دومين فستيوال نيز اعضاي جديدي بعنوان شوراي مركزي و ناظر انتخاب شدند كه البته اينبار بدليل مخالفت مسئولين با تشكيل چنين نهادي، از دريافت مجوز فعاليت بازمانده است و تنها با تغيير اساسنامه و دادن بيانيه هايي در زمينه هاي مختلف ملي آذربايجان، در تلاش جهت كسب مجوز فعاليت رسمي است.
بهرحال امروز انتشار قريب به 60 نشريه دانشجويي آذربايجاني بطور متوسط با تيراژهاي 1000 نسخه بعنوان تريبونهاي حركت ملي آذربايجاني نقش مهمي را در تكوين و تعالي اين حركت مردمي ايفا ميكنند و بجاست كه حمايتهاي مردمي از اين نشريات نيز شدت يابد تا شايد بتوان بسياري از كمبودها و ضعفهاي اين نشريات را جبران نمود. بي شك نسل جديد فعالان مطبوعاتي جنبش دانشجويي آذربايجان، آينده سازان مطبوعات سالهاي بعد آذربايجان خواهند بود. به اميد سرافرازي و سعادت ملي آذربايجان.
منابع:
1.جمهوري آذربايجان، چكونگي شكل گيري و وضعيت كنوني آن، محمد امين رسولزاده، مترجم تقي سلام زاده، نشر شيرازه، چاپ 1380 ، صفحه 20
2.همان صفحه 20
3.همان صفحه 21
4.آذربايجان دؤري مطبوعاتي 1875 – 1990 بيبليوقرافيا، سولماز روستمووا توحيدي، باكو 1993
5.آذربايجان طنز روزنامه لري، ناظم آخونداف، انتشارات فرزانه، شهريور 1358
6.تاريخچه روزنامه هاي تبريز در صدر مشروطيت به انضمام مجموعه روزنامه ناله ملت، عبدالحسين ناهيدي آذر، چاپ هادي، چاپ اول
7.جنبش دانشجويي آذربايجان، ويژه نامه نشريه دانشجويي آراز دانشگاه تبريز
8.بروشورها و بيانيه هاي 2 فستيوال نشريات دانشجويي آذربايجاني
9.نشريات دانشجويي آذربايجاني
1385/2/30 – اورمو – رضا داغستاني
اين مقاله براي ويژنامه مطبوعات نگارش يافته بود كه بدليل پيش آمدن قيام خرداد 1385 اين ويژه نامه يكسال بعد در ماهنامه ديلماج شماره 33 خرداد 1386 چاپ و منتشر شد. اين مقاله نيز در آن ويژه نامه چاپ شده است. همچنين در دي ماه 1385 مورد بازنويسي قرار گرفته است.


