تبليغاتX
چنلی بئل


 

نامه ایی برای دکتر اعلمی

 

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت جناب آقای دکتر اکبر اعلمی

بی شک روزهای پرکار و فعالی را سپری می کنید. ورود به وادی انتخابات ریاست جمهوری کاری است که قبل از همه اعتماد به نفس و شجاعت را می طلبد خصوصا بر شما که در بین کاندیداهای مطرح برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کمترین منابع قدرت را در اختیار دارید.

مطلبی تحت عنوان ((تداوم تخریب های ناشیانه)) در وب سایت شخصی جنابعالی را مشاهده کردم و تصمیم گرفتم که متن جاری را حاضر نمایم تا بلکه حداقل وظیفه ژورنالیستی خود را انجام داده باشم.

بنده نیز بعنوان یک ژورنالیست تقریبا تمامی اخبار و نوشته هایی که در خصوص انتخابات است را بدقت تعقیب و مطالعه میکنم و در بین کاندیداها نیز جایگاه جنابعالی را متفاوت تر از بقیه کاندیداها ارزیابی میکنم. عوامل تفاوت شما در بندهای ذیل قابل طبقه بندی است:

 

1-دو دوره نمایندگی مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی و اکثر نطقهای شما که در حمایت از حقوق ملت بوده است.

2-بعنوان تنها نماینده ایی که در صحن علنی مجلس با جسارت و شیوایی کم نظیر پس از حوادث خرداد 1385 در آذربایجان اعتراض کردید و آن شعر معروف استاد شهریار را قرائت نمودید.

3-اعلام کاندیداتوری تان از تبریز همیشه قهرمان که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، یک کاندیدای ریاست جمهوری از پایگاه مردمی اش کاندیداتوری خود را اعلام میکند.

4-جسارت و بیان شیوا و مردمی که بی شک متاثر از سابقه روزنامه نگاری جنابعالی و تحصیلات عالیه تان می باشد.

5-پایگاه مردمی شما در آذربایجان و خصوصا در بین جریانهای سیاسی هویت گرای آذربایجانی.

 

مجموع موارد فوق الذکر شما را خصوصا در آذربایجان از کاندیداهای دیگر منفک کرده و در بسیاری مواقع شما را در کانون توجه قرار می دهد و بنده نیز بعنوان یک فردی از جامعه معتقدم جنابعالی در طول دو دوره نمایندگی مجلس الحق نماینده ایی در خور شان مردم غیرتمند و آگاه تبریز بودید و بسان بسیاری از نمایندگان دیگر منافع اقتصادی و یا منابع قدرت را به امانتی که مردم به شما سپرده بودند تسلیم نکردید و به همین دلیل امروز محبوبیت خاصی در بین عموم ملت دارید.

آقای دکتر، حدود هشت ماه است که فعالان آذربایجانی که البته شما در نوشته خود با کنایه های فراوان استثنایی نیز قائل نمی شوید و خرده بر کل آنها میگیرید، موضوع انتخابات ریاست جمهوری را با دقت خاصی پیگیری میکنند و طبق اخباری که وجود دارد ملاقاتهای مختلفی نیز با خود جنابعالی داشته اند. ماحصل فعالیتهای فعالان آذربایجانی در استانهای آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان و تهران و سایر نواحی ترک نشین کشور تشکیل شورایی تحت عنوان ((شورای هماهنگی فعالان ملی آذربایجان)) بوده است که در روزهای پایانی سال قبل نیز منشور آن همراه با مطالبات اولویت دار آذربایجان انتشار یافته است.

تا جایی که بنده مطلع هستم در طول مدت این هشت ماه، موضوع کاندیداتوری شما همواره مورد توجه و در اکثر مواقع با استقبال روبرو بوده است، اما فکر می کنم اکنون از شدت استقبال ها و رغبتها کم شده است و می پذیرم که گاها نوشته هایی در مقام تخریب بر علیه شما منتشر می شوند و البته کم نیستند نقدهای اصولی که از سر دلسوزی و بهبود شرایط نگاشته شده و انتشار یافته اند.

حال موضوعی که مطرح است اینکه بنظر جنابعالی شما مشکل را در کجای کار می بینید و بنظر شما چرا این تخریبها حال ناشیانه یا ماهرانه بر علیه شما در جریان است؟

بنده پاسخ خود به سوال خودم را به شما نیز مینویسم. درصد قابل توجهی از نتیجه انتخابات را در همه کشورها مراکز و منابع قدرت مشخص میکنند که در ایران بدلیل ساختار نامناسب سیاسی و عدم وجود احزاب واقعی نقش مراکز قدرتی غیر مردمی بیشتر از خود مردم است، این درحالیست که شما نه از سوی جبهه موسوم به اصلاحات و نه از سوی اصولگرایان و نه از سوی نهادهای دیگری نظیر مراجع دینی، نظامی و امنیتی حمایت ملموس نمی شوید و تنها پایگاه واقعی و قدرتمند شما ملت و خصوصا تورکهای ایران و دیگر ملتها و اقوام ایرانی است که بنظر میرسد شما به اساسی ترین پایگاه خود کم لطف یا حتی بی اعتنا بوده اید. فکر میکنم در طول سالیان اخیر با روحیات سیاسی آذربایجان و خصوصا فعالان ملی آذربایجانی آشنا شده اید، در آذربایجان روحیه کار جمعی و شورایی همواره با استقبال همراه بوده است و بدلیل همفکریهای اساسی، بدون وجود احزاب رسمی، در مواقع مهم تصمیمات هماهنگ و یکسانی گرفته شده است. غرض از آوردن این موضوع طرح سوالات ذیل است که بی شک موفقیت و اقبال شما در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به دریافتن پاسخهای درست این سئوالات است.

 

1-چرا از ارائه برنامه ها  و اصول کلی پرهیز میکنید؟

2-چرا سفرهای استانی و شهرستانی را به مانند همه کاندیداهای دیگر انجام نمیدهید؟

3-در انتخاب اعضای ستادهای مرکزی و استانی خود از چه کسانی مشاوره و کمک گرفته اید و آیا افراد ستادها از بین اشخاص خوشنام و پرنفوذ انتخاب شده اند؟

4-آیا تاکنون سعی نموده اید با سعه صدر با فعالان آذربایجانی ارتباط برقرار کرده و به اصلی ترین پایگاه خود دست پیدا کنید؟

 

آقای دکتر اعلمی، اکنون شما فرصتیهایی را از دست می دهید که آرزوی دیگران است، یا دلی داشته باشید سخن پذیر یا سخنی داشته باشید دلپذیر. شاید نگاهی مجدد به اطرافتان و گرایش به دلسوزان واقعی آذربایجان و نه بادکنکهایی که همانند هاله ایی در اطرافتان جای باز کرده اند به شما کمک نماید تا به جایگاه واقعی و والای خود برسید.

مثلی معروف در ترکی است که میگوید: ((گؤز گوردویوندن اومار)) که معادل فارسی آن را میتوان همان شعری دانست که میگوید ((مازیاران چشم یاری داشتیم.))

 

رضا داغستانی – اورمیه

عضو شورای مرکزی کانون نشریات دانشجویی آذربایجان

6/2/1388

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط رضا داغستانی  | 







Powered by WebGozar